على زمانى قمشه اى

466

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

در آخرين حمله به فرماندهى هلاكو خان نوهء چنگيز ، سقوط كرد . در اثناى همين مشكلات و صدمات كه نفسها از ترس در سينه بند آمده بود ، طوسى از يگانه پناه آن روز در مقابل مظالم و خرابكارىهاى مغول استفاده كرده خود را به اسماعيليان نزديك كرد و به قهستان مسافرت كرد و دعوت حاكم قهستان ، ناصر الدّين عبد الرحيم بن ابى منصور را پذيرفت و به‌عنوان مهمان بر او درآمد . در اثناى توقف در آنجا كتابى براى مهمان‌دار خود ناصر الدّين ، به نام اخلاق ناصرى به فارسى نوشت كه آن را از كتاب الطهارة تأليف ابو على بن مسكويه استخراج و تلخيص كرده است . همچنين رسالهء المعينية را در هيئت براى پسرش معين الدّين بن ناصر الدّين نوشت و كتابهاى ديگرى كه بعدا از آنها نام مىبريم در همان‌جا به رشتهء تحرير دركشيد ؛ سپس پيشواى اسماعيليان علاء الدّين پسر محمد او را به قلعهء ميمون‌دژ دعوت كرد و طوسى به ميمون‌دژ رفت و با او بود تا آنكه علاء الدّين به دست يكى از محافظان خود كشته شد و طوسى ، پس از آن ، به صحبت پسر او ركن الدّين درآمد و همان‌جا با او در قلعهء الموت بماند ، تا وقتى كه ركن الدّين پس از حملهء اخير مغول به قيادت هلاكو خان و سقوط الموت ، به سال 653 تسليم مغولان شد . خواجهء طوسى پس از آنكه بيش از يك ربع قرن با اسماعيليان زندگى كرده بود ، در همدان به هلاكو خان پيوست . وى در مدت توقف خود نزد اسماعيليه براى آنان كتاب‌هاى فارسى و عربى تأليف مىكرد و به تركى نيز مىنوشت . در همان قلعه بود كه خواجه بيشتر تأليفات خود را در علوم رياضى و دانش‌هاى ديگر به رشتهء تحرير درآورد ، تأليفاتى كه نام او را جاودان ساخت و او را در ميان دانشمندان سرشناس كرد . برخى از تأليفات او كه در قلاع به رشتهء تحرير درآمد عبارتند از : روضة القلوب .